روزهاست که کلمات "چند بار"، "چقدر"، "تا کی"، هزاران بار در ذهنم تکرار میشه!

یه مرد باید چه راههایی رو بره تا "مرد" صداش بزنی؟ کبوتر سفید از چند تا دریا بگذره تا به ساحلی برسه و استراحت کنه؟ چند تا گلوله توپ شلیک بشه تا برای همیشه ممنوع بشه؟ یه نفر چقدر بالا نگاه کنه تا  آسمان رو ببنینه؟ یه نفر چند تا گوش باید داشته باشه تا بشنوه مردم گریه میکنن؟ چند نفر باید بمیرن، چند نفر باید بمیرن تا اینکه بفهمه خیلی ها مردن؟ یه کوه چقدر دووم میاره تا اینکه همش تو دریا شسته بشه؟ آدما چند سال زندگی کنن تا بالاخره بذارن آزاد باشن؟ چند بار یه نفر میتونه سرشو برگردونه و تظاهر کنه هیچی ندیده؟!!!!

جوابش، دوست من، در باد میوزه ....

 باد میوزد و میرود یعنی جوابش خیلی ساده است ولی توجه می خواهد و تنها باید بخواهی که به نجواهایش گوش کنی.

 باد بر همه می وزد و باز میوزد ولی افسوس که فقط میوزد.

 
‌B‌‌‌lowin in the wind
How many roads must a man walk down
Before you call him a man?
Yes, n how many seas must a white dove sail
Before she sleeps in the sand?
Yes, n how many times must the cannon balls fly
Before theyre forever banned?
The answer, my friend, is blowin in the wind,
The answer is blowin in the wind.

How many times must a man look up
Before he can see the sky?
Yes, n how many ears must one man have
Before he can hear people cry?
Yes, n how many deaths will it take till he knows
That too many people have died?
The answer, my friend, is blowin in the wind,
The answer is blowin in the wind.

How many years can a mountain exist
Before its washed to the sea?
Yes, n how many years can some people exist
Before theyre allowed to be free?
Yes, n how many times can a man turn his head,
Pretending he just doesnt see?
The answer, my friend, is blowin in the wind,
The answer is blowin in the wind.
Bob Dylan
 

عاشقان در راه عشق دریغ نمی کنند و به طبع اخلاص در اختیار میگذارند.
درباره دیلن بخشی است به قلم دوست با ارزشم علیرضا و رنگین بخش وبلاگ بی نام.

موسیقی در دهه شصت و هفتاد قرن گذشته میلادی سال های با شکوهی را سپری کرد،روزگاری که تاثیرگذارترین برهه به لحاظ اجتماعی و سیاسی را برای تاریخ موسیقی رقم زد.صفت معترض را به موسیقی این دوران نسبت دادند.جریان موسیقی معترض در ایالات متحده در واکنش به جنگ ویتنام شکل گرفت و تقریباً به موازات امریکا موزیسین های بریتانیا هم غافل نبودند.هنرمندان بسیاری در شکل گیری این جریان سهیم بودند اما یکی از آنها با همان قدم های اول سهم بزرگتری نسبت به دیگران داشت.
«آدم چندبار باید به بالا نگاه کنه/تا بتونه آسمون رو ببینه...آدم چندتا گوش باید داشته باشه/تا صدای گریه مردم رو بشنوه...آدم چندبار می تونه سرش رو برگردونه،/و وانمود کنه چیزی نمی بینه...»این بخش هایی از ترانه «با باد رفتن» است،از تاثیرگذارترین آثار شکل دهند جریان موسیقی معترض. در سال 1963 جوان بیست و دو ساله ای این اثر را بصورت فولکلوریک در دومین آلبومش با عنوان «باب دیلن آزاد اندیش»،ارائه کرد؛«رابرت آلن زیمرمن» متولد بیست و چهار می سال 1941 مشهور به باب دیلن.
این البوم ضد جنگ،در ادامه فعالیت های مستمر دیلن در حوزه موسیقی و ادبیات شکل گرفت،فعالیت هایی که از سال ها پیش آغاز شده بود.دیلن از ده سالگی نوازندگی را آغاز کرد و در جوانی «وودی گاتری» را ملاقات کرد.وودی را پدر موسیقی معترض می دانند.وودی به همراه «سیسکو هوستون»،«سانی تری»،«پت سیگر» و «لدبلی» از جمله فولکلور خوانانی بودند که بر دیلن تاثیر گذاشتند و او انصافاً رهرو خلف آنان بود.دیلن توانست موسیقی فولکلوریک کم سن و سال ایالات متحده که بیشتر تحت تاثیر موسیقی محلی ملل دیگر شکل گرفته بود را به عنوان مدیومی جهانشمول مطرح کند.
او برای دیدگاه خود بومی ترین نوع موسیقی را برگزید.اینکه موسیقی فولکلوریک منطقه ای کوچک یا بزرگ از هر کشوری بخواهد حرف های بزرگی و از مرزهای آن کشور عبور کند و جوانانی در این سو و آن سوی جهان را به دنبال خود به حرکت در آورد فرضی محال بنظر می آید اما دیلن این کار را کرد.او تئوری تفدم ترانه بر موسیقی را برای خود طرح کرد و بر پایه این تئوری سر به ناسازگاری با اتفاقات سیاسی، اجتماعی و ... گذاشت و در فضای موسیقی فولکلوریک به خواندن ترانه هایی پرداخت که باعث شدند پیش از 25 سالگی اش منتقدان از او به عنوان بهترین ترانه سرای وقت یاد کنند.درونمایه ضد جنگ و ماهیت کلی معترض ترانه های او در ساختارهایی قرار گرفتند که هنوز هم کهنه بنظر نمی آیند.
اینگونه پیش رفتن او البته بی دلیل نبود.دیلن با «آلن گینزبرگ»،شاعر بزرگ مکتب «بیت» دوستی عمیقی بر قرار کرده و بی تاثیر از چهره مهم دیگر «بیت»ها،«جک کرواک» نماند.شکل گیری اندیشه ضد جنگ در او و آثارش وام دار تفکرات هنرمندان بیت بود که نسلی بر آمده از فجایع جنگ جهانی دوم بودند.دیلن در موسیقی هم تنها خود را محدود به موسیقی فولک نکرده بود.در نوجوانی بطور جدی آثار بزرگان وقت موسیقی بلوز و کانتری را پی گیری می کرد.
دیلن سه سال پیش، پس از چهل سال فعالیت مستمر در دنیای موسیقی طی مصاحبه ای در مورد نحوه آهنگسازی خود گفته بود که اغلب ملودی هایش را از روی آثار موزیسن های مورد علاقه اش ساخته است.او ملودی های خود را واریاسیون های دیگری از ملودی های خلق شده پیش از خود می داند.در واقع دیلن گردآورنده مجموعه ای از اندیشه ها،فرم ها و ساختارهای مختلفی است که در شکل های مختلف ادبی و موسیقایی لذت آنها را تجربه کرده.به همین خاطر است که همواره از وودی و دیگران سخن می گوید.
دیلن ترانه ديگري دارد با عنوان «او متعلق به منه» در این ترانه معشوقه را چنین توصیف می کند:«او داره هر چیزی رو که احتیاج داره/او هنرمنده،او پشت سرش رو نگاه نمی کنه...» باب دیلن هم امروز هر انچه که یک هنرمند احتیاج دارد را داراست اما او بر خلاف ديگران هنرمنديست  به پشت سرش هم نگاه می کند.

مرسی دوست عزیز. بسیار شایسته از او نوشتی. به راستی این انسان نابغه با ساز دهنی و گیتار و اشعار ساده اش معجزاتی جاودان خلق نمود که سالها بعد دوستان را گردهم می آورد و با تلنگری ذهنی دوباره به دوری از نزاع و جنگ و خونریزی رهنمون میگردد.